![]() |
![]() |
|
|
پرنده گفت:«چه بوئی،چه آفتابی،آه بهار آمده است و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت.»
پرنده از لب ایوان پرید، مثل پیامی پرید و رفت
پرنده کوچک بود پرنده فکر نمی کرد پرنده روزنامه نمی خواند پرنده قرض نداشت پرنده آدمها را نمی شناخت
پرنده روی هوا وبر فراز چراغ های خطر در ارتفاع بی خبری می پرید و لحظه های آبی را دیوانه وار تجربه می کرد
پرنده، آه، فقط یک پرنده بود! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 فروردین1387ساعت 21:23 توسط سحر |
|
|
شب ها، که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می خواندم از لایتناهی. آوای تو می آردم از شوق به پرواز شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی امواجِ نوای تو ، به من می رسد از دور دریایی و من تشنه ی مهر تو، چو ماهی وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان خوش می دهد از گرمی این شوق، گواهی دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست من سرخوشم از لذت این چشم به راهی ای عشق، تو را دارم و دارای جهانم همواره تویی، هر چه تو گویی و تو خواهی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 دی1386ساعت 1:56 توسط سحر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 دی1386ساعت 1:28 توسط سحر |
|
|
ساقیا آمدن عید مبارک بادت... سلام دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه عید سعید قربان رو بهتون تبریک میگم. با آرزوی شادی و سلامتی برای شما این گلهای رز رو بهتون تقدیم میکنم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 آذر1386ساعت 0:5 توسط سحر |
|
تنها خواسته ی عشق تبلور خوشتن است پس بگذاریم متبلور شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 آذر1386ساعت 10:49 توسط سحر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 آذر1386ساعت 23:31 توسط سحر |
|
|
و آسمان در چار چوب دیدگه پیدا مثل دریا ژرف آبهایش نازو خواب و مخمل آبی رفته تا ژرفاش پاره های ابر همچون پلکان برف من نکاهم ماهی خونگرم و بی آرام این دریا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 9:47 توسط سحر |
|
|
خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا
امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است. و هر که زیر خاک رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 12:56 توسط سحر |
|
|
خدایا بنام تو می نویسم
بنام تو. بنام تو که هیچ زبانی در عالم هستی کرامت و عظمت تو را بیان نتواند کرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 11:13 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پرتو فیروزه ای به دامن یک اشک
یا نفس شعله ای به دامن یک کوه سایه بیدی اوفتاده بمرداب یا تن یک چشمه ای به جنگل انبوه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| پیوندها |
|
حنوش عشق دریایی من و تو عشق گمشده دختری از جنس باران یک عاشق دل شکسته |
|
RSS
|